یحیی بحرانی
لغت نامه دهخدا
یحیی بحرانی. [ ی َح ْ یا ب َ نی ی ] ( اِخ ) ابن محمد ازرق بحرانی، ثائری خونریز از مردم بحرین بود و به سال 255 هَ. ق. بر المهتدی خلیفه خروج کرد و به صاحب الزنج پیوست. در جنگ بصریان شرکت جست و به بصره وارد شد و به قتل عام پرداخت. صاحب الزنج والیگری بصره و فرماندهی سپاهش را بدو داد و او در این دو سمت باقی بود تا در سال 258 هَ. ق. در جنگ با سپاه الموفق عباسی تیر خورد و زخمهایی برداشت و به اسارت افتاد. الموفق او را به سامرا برد و دست و پایش را برید و به قتل رساند. ( از اعلام زرکلی ).
جمله سازی با یحیی بحرانی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 یحیی بحرانی یکی از پژوهشگران برجسته در زمینه مطالعات اسلامی است که آثار متعددی را در جهت گسترش دانش در این حوزه منتشر کرده است.
💡 بسیاری از محققان برای یافتن پاسخ سوالات تخصصی خود در زمینههای مربوط به متون کهن، به نوشتهها و تحقیقات علمی یحیی بحرانی مراجعه میکنند.
💡 در نشست علمی که با حضور اساتید بزرگ برگزار شد، یحیی بحرانی به تحلیل دقیق برخی از مفاهیم پیچیده در متون کلاسیک پرداخت.