لغت نامه دهخدا
یاوشمشی. [ وُ م ِ ] ( ترکی / مغولی، اِ ) برابری. نزدیکی. دعوی همسری:
یاوشمشی کند چو کنی تربیت ورا
در شعر با نظامی و قطران و انوری.پوربهای جامی ( از تذکره دولتشاه ص 184 ).
یاوشمشی. [ وُ م ِ ] ( ترکی / مغولی، اِ ) برابری. نزدیکی. دعوی همسری:
یاوشمشی کند چو کنی تربیت ورا
در شعر با نظامی و قطران و انوری.پوربهای جامی ( از تذکره دولتشاه ص 184 ).
برابری نزدیکی