گونچک
مترادفها
جوانه، شکوفه
لغت نامه دهخدا
گونچک. [ گ َ وَ چ ِ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان بخش مرکزی شهرستان اهر. واقع در 12500 گزی باختری اهر و 200 گزی ارابه رو تبریز به اهر. کوهستانی و هوای آن معتدل مایل به گرمی است. سکنه آن 383 تن است. آب آن از رودخانه اهرچای تأمین میشود. محصول آن غلات، حبوبات و سردرختی و شغل اهالی زراعت و گله داری است. راه مالرو دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).
فرهنگ فارسی
دهی است از دهستان بخش مرکزی شهرستان اهر. واقع در ۱۲۵٠٠ گزی باختری اهر و ۲٠٠ گزی ارابه رو تبریز.
جمله سازی با گونچک
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 با نزدیک شدن به فصل بهار، هر گونچک کوچک روی شاخههای درختان میوه آماده میشود تا به شکوفههای زیبا و پر از گل در باغ تبدیل شود.
💡 گیاهشناسان برای بررسی دقیق مراحل رشد گیاهان در محیطهای کنترل شده، با دقت بسیار زیاد بر روی هر گونچک و روند باز شدن آنها مطالعه میکنند.
💡 در باغهای مرتفع که سرمای شدیدی وجود دارد، گونچکها معمولاً دیرتر از گیاهان مناطق گرمسیری باز میشوند تا از آسیب دیدن در برابر سرما جلوگیری شود.