گهر زبانی
لغت نامه دهخدا
گهرزبانی. [ گ ُ هََ زَ ] ( حامص مرکب ) مخفف گوهرزبانی. رجوع به همین کلمه شود.
فرهنگ فارسی
سخنگویی بفصاحت و بلاغت کشاده زبانی: مه روی پوشیده در زیر تیغ بگوهر زبانی در آمد چو تیغ. ( نظامی )
گهرزبانی. [ گ ُ هََ زَ ] ( حامص مرکب ) مخفف گوهرزبانی. رجوع به همین کلمه شود.
سخنگویی بفصاحت و بلاغت کشاده زبانی: مه روی پوشیده در زیر تیغ بگوهر زبانی در آمد چو تیغ. ( نظامی )