گندوره
لغت نامه دهخدا
گندوره. [ گ َ رَ / رِ ] ( اِ ) کندوره. گندور. گندوری. گندوله. رجوع به هر یک از کلمات مذکور شود.
جمله سازی با گندوره
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در روزهای بسیار گرم و طاقتفرسای تابستان، هیچ چیز لذتبخشتر از خوردن یک تکه گندوره خنک و شیرین که از یخچال بیرون آمده باشد، وجود ندارد.
💡 کشاورزان در مناطق گرمسیری با دقت بسیار زیادی برای کاشت و مراقبت از گندوره تلاش میکنند تا در فصل برداشت، محصولی بسیار باکیفیت و شیرین داشته باشند.
💡 وقتی به بازار میوه رفتیم، صدای فروشندگان که گندوره تازه و شیرین را با قیمت مناسب عرضه میکردند، در تمام گوشه و کنار بازار به گوش میرسید.