لغت نامه دهخدا
گمنج. [گ ُ م ِ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان عرب خانه بخش شوسف شهرستان بیرجند که در 78هزارگزی شمال باختری شوسف و5هزارگزی جنوب راه مالرو عمومی کیو به شوسف واقع شده است. هوای آن گرم و سکنه اش 23 تن است. آب آن از قنات تأمین میشود. محصول آن غلات و شغل اهالی زراعت و راه آن مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9 ).
گمنج. [ گ ُ م ِ ] ( اِخ ) دهی از دهستان زیرکوه بخش قاین شهرستان بیرجند که در 149هزارگزی جنوب خاوری قاین، سر راه مالرو عمومی شاهدخ به امام زاده سلطان واقع شده است. هوای آن گرم و سکنه اش 218 تن است. آب آن از قنات تأمین میشود. محصول آن غلات و شغل اهالی زراعت و صنایع دستی آنان قالیچه بافی و راه آن مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9 ).