گله گزاردن
مترادفها
شکایت کردن، ملامت کردن، گله کردن
متضادها
ستایش کردن، تعریف کردن
لغت نامه دهخدا
گله گزاردن. [ گ ِ ل َ / ل ِ گ ُ دَ ] ( مص مرکب ) گله کردن. شکایت کردن. اظهار ناراحتی کردن از کسی یا چیزی.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) شکایت کردن گله کردن.
شکایت کردن، ملامت کردن، گله کردن
ستایش کردن، تعریف کردن
گله گزاردن. [ گ ِ ل َ / ل ِ گ ُ دَ ] ( مص مرکب ) گله کردن. شکایت کردن. اظهار ناراحتی کردن از کسی یا چیزی.
( مصدر ) شکایت کردن گله کردن.