گسلندگی
مترادفها
پراکندگی، پخششدگی
متضادها
تجمع، گردآوری، پیوستگی
لغت نامه دهخدا
گسلندگی. [ گ ُ س ِ / س َ ل َ دَ / دِ ] ( حامص ) عمل گسلنده. فعل گسلنده. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ).
جمله سازی با گسلندگی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 فرآیند گسلندگی در پوسته زمین میتواند منجر به تغییر شکلهای گسترده و ایجاد کوهها یا درههای عمیق در طول میلیونها سال فعالیت زمینشناختی شود.
💡 مطالعه الگوهای گسلندگی در مناطق فعال زمینشناختی برای تعیین مناطق پرخطر و طراحی زیرساختهای مقاوم در برابر زلزله بسیار ضروری و حیاتی است.
💡 گسلندگی مداوم در لایههای زیرین زمین میتواند باعث ایجاد فعالیتهای آتشفشانی و تغییر در مسیرهای جریان آبهای زیرزمینی در آن منطقه گردد.