لغت نامه دهخدا
گران کردن رکاب. [ گ ِ ک َ دَ ن ِ رِ ] ( مص مرکب ) سوار شدن. ( آنندراج ) ( غیاث ). || رکاب کشیدن. تاختن. حمله آوردن:
گران کرد رستم همانگه رکیب
ندانست لشکر فراز و نشیب.فردوسی.باد شمال... رکاب گران کرده، درآمد. ( کلیله و دمنه ).
گران کردن رکاب. [ گ ِ ک َ دَ ن ِ رِ ] ( مص مرکب ) سوار شدن. ( آنندراج ) ( غیاث ). || رکاب کشیدن. تاختن. حمله آوردن:
گران کرد رستم همانگه رکیب
ندانست لشکر فراز و نشیب.فردوسی.باد شمال... رکاب گران کرده، درآمد. ( کلیله و دمنه ).