چشم نشین
مترادفها
چشمگیر، دیدنی، جذاب
لغت نامه دهخدا
چشم نشین. [ چ َ / چ ِ ن ِ ]( نف مرکب ) کنایه از محبوب، زیرا که چشم عشاق جلوه گاه اوست. ( آنندراج ). معشوق و محبوب. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ معین
( ~. نِ ) (ص فا. ) کنایه از: محبوب، معشوق.
فرهنگ فارسی
( صفت ) محبوب ( زیرا که چشم عاشقان جلوه گاه اوست ) معشوق.
کنایه از محبوب زیرا که چشم عشاق جلوه گاه اوست. معشوق و محبوب.
ویکی واژه
کنایه از: محبوب، معشو
جمله سازی با چشم نشین
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 با طرفه غرالان سیه چشم نشین کارایش عالمند و آسایش دل
💡 با طرفه غزالان سیه چشم نشین کارایش عالمند و آسایش دل