چشم نشین

مترادف‌ها

چشم‌گیر، دیدنی، جذاب

لغت نامه دهخدا

چشم نشین. [ چ َ / چ ِ ن ِ ]( نف مرکب ) کنایه از محبوب، زیرا که چشم عشاق جلوه گاه اوست. ( آنندراج ). معشوق و محبوب. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ معین

( ~. نِ ) (ص فا. ) کنایه از: محبوب، معشوق.

فرهنگ فارسی

( صفت ) محبوب ( زیرا که چشم عاشقان جلوه گاه اوست ) معشوق.
کنایه از محبوب زیرا که چشم عشاق جلوه گاه اوست. معشوق و محبوب.

ویکی واژه

کنایه از: محبوب، معشو

جمله سازی با چشم نشین

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 با طرفه غرالان سیه چشم نشین کارایش عالمند و آسایش دل

💡 با طرفه غزالان سیه چشم نشین کارایش عالمند و آسایش دل

💡 این ویلای مجلل با قرارگیری بر فراز تپه‌ای بلند، چشم‌نشین‌ترین منظره را از دریای خلیج فارس و ساحل زیبای شهر به نمایش می‌گذارد.

💡 معماران برای طراحی خانه‌های لوکس، همیشه تلاش می‌کنند تا موقعیت مکانی آن‌ها را در نقاط چشم‌نشین و با دید باز نسبت به طبیعت انتخاب کنند.

💡 نشستن در آن کافه با آن نمای چشم‌نشین، تجربه‌ای فراموش‌نشدنی برای گردشگرانی است که به دنبال آرامش و زیبایی‌های بصری در طبیعت هستند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران