لغت نامه دهخدا
گاو راندن. [ دَ ] ( مص مرکب ) شیار کردن: قعقعة؛ گاو راندن.( منتهی الارب ): هر که علم خواند و عمل نکند بدان ماند که گاو راند و تخم نیفشاند. ( گلستان ).
گاو راندن. [ دَ ] ( مص مرکب ) شیار کردن: قعقعة؛ گاو راندن.( منتهی الارب ): هر که علم خواند و عمل نکند بدان ماند که گاو راند و تخم نیفشاند. ( گلستان ).