واژه «گاهوکب» در متون قدیمی فارسی به وسیلهای گفته میشده که برای حمل جنازه یا تابوت استفاده میکردند و در واقع نوعی تخت یا تابوت مخصوص بوده است که مرده را روی آن قرار میدادند و به سوی قبر میبردند. این واژه در برخی متون به صورت «گاهو» یا «گاهوک» نیز آمده و به معنای تخت یا مرکب حمل تابوت شناخته شده است. در کاربرد تاریخی، گاهوکب وسیلهای بوده که برای قرار دادن و جابهجایی پیکر مردگان، بهویژه در میان زرتشتیان یا گبران، استفاده میشده است. در برخی منابع لغوی، آن را به عنوان تابوتی چوبی یا تختی مخصوص حمل جنازه توصیف کردهاند که گاهی دارای پوشش یا ساختار قبهدار نیز بوده است. این واژه در ادبیات کهن فارسی و متون حماسی مانند شاهنامه نیز به کار رفته و نشاندهنده جایگاه فرهنگی آن در زبان فارسی قدیم است. در برخی تفسیرهای لغوی، درباره ریشه و شکل دقیق این واژه اختلاف نظر وجود دارد و برخی آن را تصحیف یا تغییر یافته واژههای دیگر دانستهاند. با این حال، در اغلب منابع، معنای اصلی آن به ابزار حمل مرده یا تابوت بازمیگردد. همچنین در برخی فرهنگها مانند «برهان قاطع»، گاهوکب به عنوان جنازهبر یا تابوتی قبهدار معرفی شده که مرده را در آن قرار داده و به سوی قبر حمل میکردهاند. این واژه نشاندهنده شیوههای سنتی تدفین و حمل مردگان در دوران باستان است. بنابراین «گاهوکب» واژهای تاریخی با معنای تخت یا تابوت حمل جنازه است که در متون قدیم فارسی و لغوی برای توصیف ابزارهای تشییع به کار رفته است.
گاهوکب
لغت نامه دهخدا
گاهوکب. [ ک َ ] ( اِ ) مؤلف آنندراج آرد: گاهو و گاهوکب به پارسی قدیم تخته و تابوت را گفتندی... ولی درترکیب گاهو کب شبهتی است. فردوسی گفته:
به گاهوکب زر و در مهد عاج
سوی پارس رفت آن خداوند تاج.
همانا تصحیف «کت » است که «کب » خوانده اند. کت چهارپایه و تخت است و از قرینه باید تخت روان بوده باشد و اگر کب به کاف فارسی بوده باشد کب بمعنی بزرگ آمده بمعنی تخت بزرگ قبه دار برهان ذکر کرده در اینصورت تخت روان است - انتهی. این کلمه در برهان قاطع به صورت «کاهوکب » با کاف تازی آمده و گفته: «بضم کاف و سکون بای ابجد، بمعنی جنازه است و آن تابوتی باشد قبه دارکه مرده را در آن گذارند و بجانب قبر برند و به عربی تتوط خوانند» - انتهی. رشیدی شعر فوق را چنین تصحیح کرده است. بگاه و کت زرد و در مهد عاج... رجوع به گاهو شود.