گانداره
لغت نامه دهخدا
گانداره. [ رَ ] ( اِخ ) گنداره. گندار. از جمله اسامی ساتراپها برطبق نوشته های مورخین و جغرافیون یونانی و آنطور که در کتیبه های داریوی منقوش است. ( جغرافیای سیاسی کیهان ص 14 و 15 ). گندار را بعضی با صفحه ای در شمال و شرق کابل تطبیق کرده اند و برخی با کابل و پیشاور کنونی ( ایران باستان پیرنیا ج 2 ص 1452 ).
فرهنگ فارسی
گنداره
جمله سازی با گانداره
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 تمدن باستانی گانداره یکی از مهمترین مراکز فرهنگی و مذهبی در دوران باستان بود که هنر و فرهنگ منحصر به فردی را توسعه داد.
💡 آثار باستانی کشف شده در منطقه گانداره نشاندهنده پیوند عمیق میان فرهنگهای مختلف یونانی و هندی در دوران پیش از میلاد است.
💡 بسیاری از مجسمههای بودایی که امروزه در موزههای بزرگ جهان میبینیم، از سبک هنری بسیار خاص و زیبای منطقه تاریخی گانداره الهام گرفته شدهاند.