کپره زدن
لغت نامه دهخدا
کپره زدن. [ک َ پ َ رَ / رِ زَ دَ ] ( مص مرکب ) کپک زدن. تَکَرﱡج.کلاش گرفتن. ( یادداشت مؤلف ). اور گرفتن. اور زدن.
فرهنگ فارسی
کپک زدن تکرج
جمله سازی با کپره زدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 او همیشه سعی میکند در برابر دوستانش با اعتماد به نفس صحبت کند، اما گاهی اوقات برای پنهان کردن حقیقت شروع به کپره زدن میکند.
💡 نباید در جلسات رسمی با استفاده از کلمات بزرگ و جملات پیچیده سعی در کپره زدن داشته باشی، چون باعث میشود دیگران به دانش واقعی تو شک کنند.
💡 آن فروشنده با وعدههای دروغین و کپره زدنهای بیمورد سعی داشت مشتری را متقاعد کند که این کالای بیکیفیت، بهترین محصول موجود در بازار است.