کنداره
مترادفها
ستون، پایه، رکن
لغت نامه دهخدا
( کندارة ) کندارة. [ ک ِ رَ ] ( ع اِ )ماهی است کوهان دار. ( منتهی الارب ). یک قسم ماهی که دارای کوهان است. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
ستون، پایه، رکن
( کندارة ) کندارة. [ ک ِ رَ ] ( ع اِ )ماهی است کوهان دار. ( منتهی الارب ). یک قسم ماهی که دارای کوهان است. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).