کماکل
مترادفها
رفتهرفته، کمکم، تدریجی
متضادها
ناگهانی، یکباره
لغت نامه دهخدا
کماکل. [ ک ُ ک َ ] ( اِخ ) دهی از دهستان حومه بخش مرکزی شهرستان رشت است و 374 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 2 ).
رفتهرفته، کمکم، تدریجی
ناگهانی، یکباره
کماکل. [ ک ُ ک َ ] ( اِخ ) دهی از دهستان حومه بخش مرکزی شهرستان رشت است و 374 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 2 ).