کلمه «کلکال» در لغت به معنای سینه، بخش میانی سینه یا ناحیه میان دو چنبر گردن است و در برخی منابع با واژه «کلکل» نیز آمده است. این واژه علاوه بر اشاره به بخشهایی از بدن انسان، در اسبسواری هم استفاده میشود و منظور از آن همان جایی است که تنگ اسب روی آن بسته میشود، یعنی ناحیهای از پشت اسب که وقتی اسب میایستد یا حرکت میکند، زیر تنگ قرار میگیرد و وزن سوارکار را تحمل میکند. در متون قدیمی مانند منتهی الارب و ناظم الاطباء، کلکال هم به ناحیه داخلی بدن و هم به ناحیهای از اسب که برای سوارکاری اهمیت دارد، اشاره شده است. کاربرد این واژه در ادبیات و فرهنگ فارسی نشاندهنده دقت زبان در توصیف بدن و حیوانات است. در متون تاجالعروس نیز کلکال به عنوان بخشی از تنگ اسب تعریف شده که تماس مستقیم با زمین یا بدن سوارکار دارد.
کلکال
لغت نامه دهخدا
کلکال. [ ک َ ] ( ع اِ ) سینه یا اندرون میانه سینه یا مابین هر دو چنبر گردن. کلکل. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). و رجوع به کلکل شود. || جای تنگ بستن اسب. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). آنچه بین تنگ اسب است تا جایی که با زمین تماس پیدا می کند وقتی که می نشیند. ( از تاج العروس ) ( از اقرب الموارد ). رجوع به کلکل شود.
فرهنگ فارسی
سینه یا اندرون میانه سینه یا مابین هر دو چنبر گردن یا جای تنگ بستن اسب