کافوربیزی

لغت نامه دهخدا

کافوربیزی. ( حامص مرکب ) عمل کافور بیختن. کافور پخش کردن. کنایه از باریدن برف:
هوا کافوربیزی می نماید
هوای ما اگر سرد است شاید.نظامی.

فرهنگ عمید

۱. عمل کافوربیز.
۲. [مجاز] باریدن برف.

فرهنگ فارسی

۱ - عمل کافور بیز پخش کردن کافور. ۲ - باریدن برف: [ هوا کافور بیزی می نماید هوای ما اگر سرد است شاید ]. ( نظامی )

ژان نوزدهم یعنی چه؟
ژان نوزدهم یعنی چه؟
ددمنشانه یعنی چه؟
ددمنشانه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز