ژولیه
مترادفها
تیر
لغت نامه دهخدا
ژولیه. [ ی ِ ] ( اِخ ) شهری از پروس در ایالت رِنان. این شهر سابقاً کرسی دوک نشینی به همین نام بوده است و 8600 تن سکنه دارد.
جمله سازی با ژولیه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ژولیه تصمیم گرفت که برای گذراندن تعطیلات تابستانی خود، به یک سفر هیجانانگیز و تفریحی به سواحل زیبای مدیترانه در اروپا برود.
💡 ژولیه در ماه گرم تابستان تصمیم گرفت برای حفظ سلامت و شادابی خود، حتماً مقدار بسیار زیادی آب و مایعات را بنوشد.
💡 ژولیه با تلاش و پشتکار فراوان توانست در آزمون ورودی دانشگاه بسیار دشوار، رتبه بسیار خوبی کسب کرده و به رشته مورد علاقهاش برسد.