چهارشاخ زدن

مترادف‌ها

منشعب شدن، دو شاخه شدن

لغت نامه دهخدا

چهارشاخ زدن. [ چ َ / چ ِ زَ دَ ]( مص مرکب ) به باد کشیدن خرمن با چهارشاخ تا دانه ازکاه جدا گردد. باد دادن. رجوع به چارشاخ زدن شود.

فرهنگ فارسی

بباد کشیدن خرمن با چهار شاخ تا دانه از کاه جدا گردد. باد دادن.

جمله سازی با چهارشاخ زدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در افسانه‌های یونانی، موجودات افسانه‌ای گاهی با استفاده از سلاح‌های خطرناک مانند چهارشاخ زدن دشمنان خود، هیبت و قدرت بی‌حد و حصر خود را نشان می‌دادند.

💡 داستان‌های مربوط به قهرمانان اساطیری اغلب شامل صحنه‌های نبرد سنگین است که در آن از ابزارهایی برای چهارشاخ زدن و از میان برداشتن حریف استفاده می‌شود.

💡 نویسندگان داستان‌های فانتزی با دقت بسیار زیادی صحنه‌های جنگی را توصیف می‌کنند، جایی که نیروهای تاریکی با ابزارهای تیز اقدام به چهارشاخ زدن قهرمانان می‌کنند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران