چهار قاش کردن
لغت نامه دهخدا
چهارقاش کردن. [ چ َ / چ ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) چهاربرش مساوی از سیب یا خربزه یا هندوانه جدا کردن. به چهار قسمت مساوی هندوانه یا خربزه یا سیبی را بریدن.
فرهنگ فارسی
چهار برش مساوی از سیب یا خربزه یا هندوانه جدا کردن. بچهار قسمت مساوی هندوانه یا خربزه یا سیبی را بریدن.
جمله سازی با چهار قاش کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 از شدت گرسنگی، وقتی غذا روی میز قرار گرفت، بدون اینکه حتی فرصت فکر کردن داشته باشد، شروع به چهار قاش کردن آن کرد.
💡 او با دیدن آن دسر خوشمزه، نتوانست جلوی خودش را بگیرد و خیلی سریع شروع به چهار قاش کردن آن با لذت زیاد کرد.
💡 پس از تمرین طولانی و سخت در باشگاه، او چنان گرسنه بود که با سرعت تمام شروع به چهار قاش کردن وعده غذاییاش کرد.