چمیدگی
مترادفها
بیکفایتی، ناشیگری، دستوپاچلفتی بودن
متضادها
کشیدگی، باز شدن
لغت نامه دهخدا
چمیدگی. [ چ َ دَ / دِ ] ( حامص ) عمل چمیدن. و رجوع به چمیدن شود.
جمله سازی با چمیدگی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 او با چنان چمیدگی و مهارتی پروژه را پیش برد که تمام اعضای تیم از دقت و هوش بالای او در حل مسائل پیچیده شگفتزده شدند.
💡 در دنیای تجارت امروز، چمیدگی در مدیریت بحران و اتخاذ تصمیمات درست در لحظات حساس، از مهمترین ویژگیهای یک مدیر موفق در سازمانهای بزرگ است.
💡 نویسنده با چمیدگی بسیار زیادی توانست شخصیتهای داستان را به گونهای خلق کند که خوانندگان به راحتی با پیچیدگیهای روحی و رفتاری آنها ارتباط برقرار کنند.