چمناک
مترادفها
پشته، تپه کوچک
لغت نامه دهخدا
چمناک. [ چ َ ] ( اِ ) پای افزار و کفش را گویند. ( برهان ) ( آنندراج ). کفش و پاافزار. ( ناظم الاطباء ). چمتاک. چمتک. چمشاک. چمشک. چمنک.و رجوع به چمتاک و چمتک و چمشک و چمنک و کفش شود.
جمله سازی با چمناک
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 گیاه چمناک در میان علفهای بلند حیاط خانه روییده بود و با هر بار وزش باد، به آرامی در برابر نسیم حرکت میکرد.
💡 متخصصان گیاهشناسی معتقدند که وجود چمناک در برخی مناطق میتواند نشانهای از سلامت خاک و غنی بودن مواد معدنی در آن ناحیه باشد.
💡 کودکان در هنگام بازی در باغ، با دقت به گلهای کوچک و گیاه چمناک که در گوشه و کنار زمین میروید، نگاه میکردند.