چف چف

مترادف‌ها

صدای ریزش آب

لغت نامه دهخدا

چف چف. [ چ َ چ َ ] ( ص، اِ ) زنی که آرام نگیرد و به یک شوهر اکتفا نکند و اصل آن جاف جاف است. ( از لغت محلی شوشتری، خطی ).

فرهنگ فارسی

زنیکه آرام نگیرد و به یک شوهر اکتفا نکند و اصل آن جاف جاف است.

جمله سازی با چف چف

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 صدای چف چف قطرات باران که از سقف قدیمی خانه بر روی زمین می‌ریخت، در سکوت شب باعث ایجاد حسی بسیار عجیب و آرامش‌بخش شده بود.

💡 او با صدای چف چف در حال نوشیدن چای داغ بود که باعث شد تمام توجه حاضران در آن جلسه بسیار مهم به سمت او جلب شود.

💡 صدای چف چف آب در جوی کوچک کنار جاده، موسیقی طبیعی زیبایی را در آن صبح زود و خنک به گوش تمام عابران می‌رساند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران