لغت نامه دهخدا
پیچ افتادن. [ اُ دَ ] ( مص مرکب ) (... در کاری )؛ مشکلاتی در راه برآمدن آن پیش آمدن؛ گره خوردن. جور نشدن. || (... در رسنی، یا نخی )؛ گره خوردن آن.درهم شدن آن. || (... در امعاء )؛ پیچیدن روده ها. حرکت کردن روده ها از جای اصلی. || (... در معده )؛ از حال طبیعی بگشتن آن:
گر افتد بیک لقمه در روده پیچ
برآید همه عمر نادان بهیچ.سعدی.