لغت نامه دهخدا
پیلدار. ( نف مرکب ) دارنده فیل. || نگهبان فیل. هدایت کننده فیل درجنگ. دارنده فیل در رزم. ج، پیلداران:
همه جنگ با پیلداران کنید
بر ایشان چنان تیر باران کنید.اسدی.
پیلدار. ( نف مرکب ) دارنده فیل. || نگهبان فیل. هدایت کننده فیل درجنگ. دارنده فیل در رزم. ج، پیلداران:
همه جنگ با پیلداران کنید
بر ایشان چنان تیر باران کنید.اسدی.