پژوهیدنی
مترادفها
مطالعهکردنی، بررسیکردنی، تحقیقکردنی
متضادها
ناپژوهیدنی، مجهول
لغت نامه دهخدا
پژوهیدنی. [ پ ِ / پ َ دَ ] ( ص لیاقت ) قابل پژوهیدن. سزاوار پژوهیدن. لایق پژوهیدن. که پژوهیدن آن ضروری است.
مطالعهکردنی، بررسیکردنی، تحقیقکردنی
ناپژوهیدنی، مجهول
پژوهیدنی. [ پ ِ / پ َ دَ ] ( ص لیاقت ) قابل پژوهیدن. سزاوار پژوهیدن. لایق پژوهیدن. که پژوهیدن آن ضروری است.