پژمریدگی
مترادفها
خشکیدگی، پژلی، زوال
متضادها
شکوفایی، تازگی، رونق
لغت نامه دهخدا
پژمریدگی. [ پ َ م ُ دَ /دِ ] ( حامص ) پژمرده شدگی. حالت آنچه پژمرده باشد.
خشکیدگی، پژلی، زوال
شکوفایی، تازگی، رونق
پژمریدگی. [ پ َ م ُ دَ /دِ ] ( حامص ) پژمرده شدگی. حالت آنچه پژمرده باشد.