پهلوگاه بارگیری
مترادفها
اسکله، پایانه بارگیری
فرهنگستان زبان و ادب
{loading berth} [حمل ونقل دریایی] محلی در اسکله که در آن شناور برای تخلیه و بارگیری پهلو می گیرد
ویکی واژه
محلی در اسکله که در آن شناور برای تخلیه و بارگیری پهلو میگیرد.
جمله سازی با پهلوگاه بارگیری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در بندر شهید رفیعی، پهلوگاه بارگیری اختصاصی برای کشتیهای کانتینر طراحی شده است تا سرعت تخلیه و بارگیری کالاها به طرز چشمگیری در زمان کوتاهی افزایش یابد.
💡 مدیریت بندر اعلام کرد که پهلوگاه بارگیری سوخت باید طبق استانداردهای ایمنی بسیار سختگیرانهای که توسط سازمان بنادر تعیین شده است، به دقت مدیریت و نظارت شود.
💡 کشتیهای تجاری بزرگ برای تخلیه محصولات کشاورزی خود به پهلوگاه بارگیری مناسب در سمت شرقی بندر مراجعه میکنند تا از ایجاد ترافیک در مسیرهای دریایی جلوگیری شود.