این واژه در لغتنامههای کهن فارسی به چند معنای نزدیک به هم به کار رفته و در اصل به مفهوم بستهای از کالا، بهویژه پارچه و جامه، اشاره دارد. در متون قدیم، پلونده را معادل «بسته قماش» یا مجموعهای از جامهها میدانستند که به صورت یکجا پیچیده و بستهبندی میشد. این واژه در برخی منابع با واژه عربی «رُزمه» نیز برابر دانسته شده که به معنای بسته یا بارِ جمعشده است. همچنین در برخی فرهنگها، پلونده با واژه «پرونده» یا «پروند» مرتبط شده و نوعی تحول زبانی میان این واژهها ذکر شده است. از نظر ریشهشناسی، برخی لغویان آن را ترکیبی از واژههایی دانستهاند که به مفهوم کیسه یا بسته پول و کالا اشاره دارند. در این دیدگاه، پلونده میتواند به معنای کیسه یا صُرّه پول نیز به کار رفته باشد. در اشعار و متون ادبی نیز این واژه گاه در معنای بار و توشه یا دارایی قابل حمل دیده میشود. کاربرد آن بیشتر در زبان ادبی و متون قدیم بوده و در زبان امروز کمتر استفاده میشود. از نظر معنایی، این واژه طیفی از مفاهیم شامل بسته پارچه، کیسه پول و بار جمعشده را در بر میگیرد. در یک تعریف جامع، پلونده به بستهای از قماش یا کیسه و مجموع اموال یا پارچههای جمعشده گفته میشود که در متون کهن فارسی کاربرد داشته است.
پلونده
لغت نامه دهخدا
پلونده. [ پ َ وَ دَ / دِ ] ( اِ ) بسته قماش را گویند و به عربی رزمه خوانند. ( برهان قاطع ). بسته جامه و قماش را گویند. ( جهانگیری ). پرونده. پروند. ( رشیدی ). این تبدیل همان پرونده است که گذشت اصل آن نیز پنده یعنی بسته قماش است. ( آنندراج ). ظاهراً این لفظ مرکب است از پُل، پول بمعنی نقدینه و ونده بمعنی بنده، مجموع کلمه بمعنی کیسه و صره است. ( مؤلف ):
راه باید برید و رنج کشید
کیسه باید گشاد و پلونده.سوزنی.و نیز رجوع به پرونده شود.
فرهنگ عمید
۱. پرونده.
۲. بستۀ قماش.
۳. صره، کیسۀ پول.