لغت نامه دهخدا
پلاساندن. [ پ َ دَ ] ( مص ) پلاسانیدن. پژمرانیدن برگ و مانند آن. اِلواء.
پلاساندن. [ پ َ دَ ] ( مص ) پلاسانیدن. پژمرانیدن برگ و مانند آن. اِلواء.
(پَ دَ ) (مص م. ) پژمرده ساختن برگ و مانند آن.
پژمرده ساختن گل و گیاه، پلاسیده کردن.
پژمرده ساختن برگ و مانند آن.