پزدک
لغت نامه دهخدا
پزدک. [ پ َ دَ ] ( اِ ) کرمکی باشدکه گندم را خورد و خراب کند. ( برهان قاطع ). شپشه.
فرهنگ عمید
حشرۀ ریزی که در گندم تولید می شود و آن را می خورد، شپشه.
پزدک. [ پ َ دَ ] ( اِ ) کرمکی باشدکه گندم را خورد و خراب کند. ( برهان قاطع ). شپشه.
حشرۀ ریزی که در گندم تولید می شود و آن را می خورد، شپشه.