پخشگاه اطلاعات

مترادف‌ها

مرکز اطلاعات، مخزن اطلاعات

فرهنگستان زبان و ادب

{information clearing house/ information clearinghouse} [علوم کتابداری و اطلاع رسانی] واحدی در درون یک نهاد که به گردآوری و سازمان دهی و ذخیره سازی و اشاعۀ مدارک در یک حوزه یا رشتۀ تخصصی می پردازد

ویکی واژه

واحدی در درون یک نهاد که به گردآوری و سازمان‌دهی و ذخیره‌سازی و اشاعۀ مدارک در یک حوزه یا رشتۀ تخصصی می‌پردازد.

جمله سازی با پخشگاه اطلاعات

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 این سازمان بزرگ به عنوان اصلی‌ترین پخشگاه اطلاعات در منطقه عمل می‌کند و اخبار لحظه‌ای را به تمامی شهروندان گزارش می‌دهد.

💡 در عصر جدید و دیجیتال، هر وب‌سایت معتبر می‌تواند نقش یک پخشگاه اطلاعات بسیار حیاتی را در شکل‌گیری افکار عمومی ایفا کند.

💡 دولت برای جلوگیری از شایعات، تصمیم گرفت یک پخشگاه اطلاعات رسمی و دقیق برای انتشار اخبار واقعی و مستند ایجاد نماید.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران