لغت نامه دهخدا
پجردن. [ پ ِ ج ُ دَ] ( مص ) در زبان عوام پرستاری و نهایت مواظبت کردن از روی مهربانی چیزی یا کسی را. پرستاری پیر و بیمار و طفل کردن. و اصل بجرمق زبان آذری، این کلمه است.
پجردن. [ پ ِ ج ُ دَ] ( مص ) در زبان عوام پرستاری و نهایت مواظبت کردن از روی مهربانی چیزی یا کسی را. پرستاری پیر و بیمار و طفل کردن. و اصل بجرمق زبان آذری، این کلمه است.
( مصدر ) بیمار و طفل و مانند آنان را پرستاریئ نهایت مواظبت کردن.