پانما
لغت نامه دهخدا
پانما. [ ن ِ ] ( نف مرکب ) جوراب پانما؛ جورابی تُنُک که بشره از پشت آن دیده شود از ابریشم و جز آن.
جمله سازی با پانما
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 آن مرد مسافر با لبخندی بر لب، کلاه پانمای خود را بر سر گذاشت تا از تابش مستقیم و سوزان نور خورشید در هنگام ظهر محافظت کند.
💡 کشور پانما به دلیل داشتن کانال معروف و استراتژیک خود، یکی از مهمترین نقاط تجاری و دریایی در منطقه آمریکای مرکزی به شمار میرود.
💡 در سفرهای گرمسیری و در کنار ساحل، استفاده از کلاه پانما نه تنها برای زیبایی بلکه برای جلوگیری از گرماگری بسیار رایج و کاربردی است.