پالا دادن
لغت نامه دهخدا
پالا دادن. [ دَ ] ( مص مرکب ) پالودن:
برگرفتی آب از خاک سیه خورشیدوار
راوقش کردی و بالا دادی احسنت ای ملک.خاقانی ( دیوان چ عبدالرسولی ص 649 ).
فرهنگ فارسی
( مصدر ) پالودن پالاییدن.
جمله سازی با پالا دادن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 کارگران با استفاده از بیلهای بزرگ شروع به پالا دادن خاک کردند تا زمین را برای کاشت درختان جدید در فصل بهار کاملاً آماده کنند.
💡 پس از بارش شدید برف در منطقه، شهرداری باید سریعاً با دستگاههای مخصوص شروع به پالا دادن برف از روی جادههای اصلی و فرعی کند.
💡 او تمام صبح را مشغول پالا دادن شن و ماسه در محوطه ساختمانی بود تا مواد لازم برای بتنریزی ساختمان را در دسترس قرار دهد.