وله زده
مترادفها
دیوانه، مجنون، شیدا، مسحور
متضادها
عاقل، خردمند
لغت نامه دهخدا
وله زده. [ وَ ل َه ْ زَ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) عاشق و دیوانه خشم دیده و قهرکشیده. || ( به اخفای هاء وله ) خشمگین و قهرآلود. ( آنندراج ) ( برهان ).
فرهنگ معین
( ~. زَ دِ ) [ ع - فا. ] (ص مف. ) ۱ - عاشق شیدا. ۲ - دیوانه، سرگشته.
فرهنگ فارسی
(صفت ) ۱- عاشق شیدا. ۲- دیوان. سرگشته.
ویکی واژه
عاشق شیدا.
دیوانه، سرگشته.
جمله سازی با وله زده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 او چنان وله زده و شیدای آن موسیقی قدیمی شده بود که ساعتها بدون توجه به محیط اطراف، تنها به گوش دادن مشغول بود.
💡 در اشعار کلاسیک فارسی، شاعر معمولاً خود را به عنوان فردی وله زده و بیقرار در برابر زیباییهای بیکران هستی توصیف میکند.
💡 رفتارهای غیرعادی و وله زده او باعث شده بود که دوستان و خانوادهاش نگران وضعیت روانی و ثبات رفتاری او در روزهای اخیر شوند.