ول کن
واژه «ول کن» در زبان فارسی محاورهای به معنای شخصی است که دست از پیگیری یا مزاحمت برمیدارد و موضوعی را به حال خود رها میکند. این واژه در برخی موقعیتهای محاورهای حالت امری نیز پیدا میکند و به معنای «رها کن» یا «دست بردار» خطاب به مخاطب به کار میرود. در اصطلاحات عامیانه، ترکیب «ول کن معامله نبودن» برای توصیف فردی استفاده میشود که بسیار مصر، پیگیر و سماجتورز است و از ادامه یک کار دست نمیکشد. این کاربرد نشاندهنده رفتاری است که در آن شخص با وجود موانع، همچنان بر انجام یا ادامه یک موضوع پافشاری میکند. از نظر معنایی، «ول کن» میتواند هم بار مثبت داشته باشد، زمانی که به معنای رها کردن یک مسئله بیاهمیت باشد، و هم بار منفی، زمانی که به معنای بیمسئولیتی تلقی شود. در زبان گفتاری، این واژه بیشتر جنبه عاطفی و واکنشی دارد و برای بیان ناراحتی، خستگی یا درخواست توقف یک رفتار استفاده میشود. کاربرد گسترده آن در محاوره نشاندهنده سادگی و انعطافپذیری این ترکیب در ارتباطات روزمره فارسیزبانان است. در مجموع، «ول کن» به معنای رها کردن، دست برداشتن یا توقف یک عمل یا پیگیری در زبان محاورهای فارسی به کار میرود.
مترادفها
رها کن، بگذارش
متضادها
نگه داشتن، ادامه دادن
لغت نامه دهخدا
ول کن. [ وِ ک ُ ] ( نف مرکب ) در تداول، ول کننده. رهاکننده. || دست بردارنده.
- ول کن معامله نبودن؛ در تداول، اصرار و ابرام و پافشاری و سماجت در کار یا در دعوا و معرکه کردن. دنباله کاری را رها نکردن. ( لغات عامیانه جمال زاده ).
فرهنگ عمید
= لکن: لنگ ولیکن نه سست زرد ولکن نه زشت / گنگ و نگردد خموش ضخم و نباشد گران (مسعودسعد: ۳۴۰ ).
فرهنگ فارسی
(صفت ) ۱- ول کننده رهاکننده. ۲- دست بردارنده: تو که ول کن نیستی. یا ول کن معامله نبودن. اصرار و ابرام و پافشاری و سماجت در کارها در دعوا و معرکه کردن دنبال. کاری را رها نکردن
ولی ولیک
جمله سازی با ول کن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 وقتی او سعی کرد موضوع را جدی بگیرد، دوستش به او گفت که ول کن و بیخیال این بحثهای بیهوده و بینتیجه بشو.
💡 من واقعاً از این همه فشار و استرس خسته شدهام، پس لطفاً بحث را ول کن و اجازه بده کمی در آرامش فکر کنم.
💡 تو نباید مدام به اشتباهات گذشته فکر کنی، بهتر است آن را ول کن و سعی کنی روی آینده و اهداف جدیدت تمرکز کنی.