لغت نامه دهخدا
وعثاء. [ وَ ] ( ع اِ ) مشقت و سختی سفر. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). زحمت و مشقت و سختی سفر. ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ): جمعی از یاران وفا و اخوان صفا که وعثاء سفر به حضور همایونشان سهولت حضر داشت. ( جهانگشای جوینی ).
وعثاء. [ وَ ] ( ع اِ ) مشقت و سختی سفر. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). زحمت و مشقت و سختی سفر. ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ): جمعی از یاران وفا و اخوان صفا که وعثاء سفر به حضور همایونشان سهولت حضر داشت. ( جهانگشای جوینی ).
(وَ ) [ ع. ] (اِ. ) زحمت سفر، مشقت مسافرت.
زحمت سفر، مشقت مسافرت.