ورناس تصویر معنی ورناس لغت نامه دهخدا ورناس. [ وُ ] ( ص ) بی خبر و غافل و کاهل و سست و تنبل و بی هوش. ( ناظم الاطباء ). فرهنگ فارسی بی خبر و غافل و کاهل و سست و تنبل و بی هوش کلمات مرتبط مبنش بیداشت متغابی مراک ژاور