وحاب تصویر معنی وحاب لغت نامه دهخدا وحاب. [ وُ ] ( ع اِ ) بیماریی است شتر را. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد از صغانی ) ( آنندراج ). یک نوع بیماریی است مر شتران را. ( ناظم الاطباء ). کلمات مرتبط قعاد انحز دکاع رثاءه منحطه هرار