واچسبیدن
متضادها
جدا شدن، کنده شدن
لغت نامه دهخدا
واچسبیدن. [ چ َ دَ ] ( مص مرکب ) بازچسبیدن. ملصق گشتن. || به دست گرفتن. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به «وا» و چسبیدن شود.
جدا شدن، کنده شدن
واچسبیدن. [ چ َ دَ ] ( مص مرکب ) بازچسبیدن. ملصق گشتن. || به دست گرفتن. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به «وا» و چسبیدن شود.