واپس افکندن

لغت نامه دهخدا

واپس افکندن. [ پ َ اَ ک َ / گ َ دَ ] ( مص مرکب ) یا افگندن. درنگی کردن.به تأخیر انداختن. معطل کردن. دیری کردن. ( ناظم الاطباء ). || در پس انداختن. ( بهارعجم ) ( آنندراج ). || تسویف. ( تاج المصادر بیهقی ). پشت سر گذاشتن. تأخیر کردن. رجوع به واپس فگندن شود.

ادعیه یعنی چه؟
ادعیه یعنی چه؟
لیموی ترش یعنی چه؟
لیموی ترش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز