واعده

مترادف‌ها

وعده، قرار، پیمان

متضادها

بی‌قولی

لغت نامه دهخدا

( واعدة ) واعدة. [ ع ِ دَ ] ( ع ص ) مؤنث واعد. رجوع به واعد شود: ارض واعدة؛ زمین که نوید خبر دهد از گیاه و علف. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ).

کلمات مرتبط