واعد

مترادف‌ها

وعده دهنده، قول دهنده

لغت نامه دهخدا

واعد. [ ع ِ ] ( ع ص ) نویددهنده. وعده دهنده: فرس واعد؛ اسب که نوید دهد رفتار بعد رفتار. ( از اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ).
- سحاب واعد؛ ابر بدان جهت که به باران وعده میدهد. ( از اقرب الموارد ) ( از منتهی الارب ) ( از آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ).
- یوم واعد؛ روز که اول آن نوید گرما یا سرمادهد. ( از اقرب الموارد ) ( از منتهی الارب ) ( از آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ).

جمله سازی با واعد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در ادامه، نامزدهای بیشتری تعیین شدند. از میان پناهندگان جنگ داخلی سوریه، احمد بدر واعد و نظیر یاسر دوچرخه سوار و محمد ماسو در رشته ورزش سه‌گانه انتخاب شدند و از اردوگاه پناهندگان کاکوما در کنیا، ۲۳ ورزشکار نامزد شدند.

💡 تحلیلگران اقتصادی معتقدند که توافق جدید بین دو کشور می‌تواند آینده‌ای واعد و پر از فرصت‌های تجاری برای تمامی فعالان بازارهای بین‌المللی فراهم آورد.

💡 این پروژه تحقیقاتی جدید، با توجه به نتایج اولیه آزمایشگاهی، بسیار واعد به نظر می‌رسد و می‌تواند تحولی بزرگ در صنعت داروسازی ایجاد کند.

💡 او با ارائه طرح‌هایی بسیار واعد و نوآورانه در جلسه هیئت مدیره، توانست اعتماد سرمایه‌گذاران بزرگ را برای شروع مرحله دوم پروژه جلب کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران