لغت نامه دهخدا
واجس. [ ج ِ ] ( ع، ص ) اندیشه و هرچه در دل گذرد. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). هاجس. ( اقرب الموارد ). بدل درآینده. خاطر. و رجوع به هاجس شود.
واجس. [ ج ِ ] ( ع، ص ) اندیشه و هرچه در دل گذرد. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). هاجس. ( اقرب الموارد ). بدل درآینده. خاطر. و رجوع به هاجس شود.
اندیشه و هر چه در دل گذرد