واجب الادا
مترادفها
واجب، لازم، ضروری
متضادها
غیر واجب
لغت نامه دهخدا
واجب الادا. [ ج ِ بُل ْ اَ ] ( ع ص مرکب ) حقی که بجا آوردن آن لازم بود. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
حقی که بجا آوردن آن لازم بود
جمله سازی با واجب الادا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 فقیه معتقد است که وقتی زمان انجام تکلیف فرا رسیده باشد، آن عمل از حالت واجب تخییری خارج شده و به یک واجب الادا تبدیل میگردد که انجام آن ضروری است.
💡 در مباحث اصولی، تمایز میان واجب تخییری و واجب الادا از اهمیت بالایی برخوردار است زیرا بر نحوه برخورد با تارکِ تکلیف تأثیر مستقیم میگذارد.
💡 اگر شخصی از انجام تکلیفی که زمانش رسیده است باز بماند، در واقع مرتکب ترک واجب الادا شده و باید نسبت به جبران آن اقدام نماید.