لغت نامه دهخدا
هرقلس. [ هَِ رَ ل ِ ] ( اِخ ) هرقل. هرکل. هراکلیوس. نام امپراطور روم در متن نزهةالقلوب و حلل السندسیه بدین صورت نوشته شده است.
هرقلس. [ هَِ رَ ل ِ ] ( اِخ ) هرقل. هرکل. هراکلیوس. نام امپراطور روم در متن نزهةالقلوب و حلل السندسیه بدین صورت نوشته شده است.