هرازواه تصویر معنی هرازواه مترادفها هرجا، هرکجا، بیهدف، بیمورد متضادها محدود، مشخص، یکجا لغت نامه دهخدا هرازواه. [ هََ رازْ ] ( اِخ ) از طسوج جوزه و جرکان. ( تاریخ قم ص 119 ). کلمات مرتبط کردخان اشنجان وارود شهرجرده شاد قولی