ننگریستن

مترادف‌ها

نگریستن، نگاه کردن، دیدن

متضادها

نگریستن

لغت نامه دهخدا

ننگریستن. [ ن َ ن ِ گ َ ت َ / ن َ گ َ ت َ] ( مص منفی ) مقابل نگریستن. رجوع به نگریستن شود.

جمله سازی با ننگریستن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 او مدتی طولانی به تصاویر قدیمی که در آلبوم‌های خاطره‌انگیز خانواده قرار داشت نگریست و به یاد روزهای خوش گذشته افتاد.

💡 دانشمند بزرگ پس از سال‌ها تحقیق مداوم، با دقت به نتایج پیچیده آزمایشگاه نگریست تا شاید پاسخی برای معماهای بزرگ طبیعت بیابد.

💡 نگریستن به افق‌های دوردست در هنگام غروب خورشید، می‌تواند آرامشی عمیق و متفاوت را به قلب انسان‌های خسته و تنها هدیه بدهد.

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران